بایگانی

نوشته‌هایی که ‘بهار عربی’ برچسب زده شده‌اند

سرمقاله ی آوای زن شماره ی 72/73

ژانویه 1, 2012 بیان دیدگاه

نظامی درتلاطم، جهانی در فلاکت و نقش زنان

 تا هنگام ارسال این شماره ی آوای زن برای چاپ، اخبار بحران اقتصادی و سیاسی کم سابقه، داغ ترین موضوعات رسانه های بین المللی و بحث میان مردم است. از یک سو بزرگترین بحران اقتصادی از دهه  ی بیست میلادی گریبان مردم را گرفته و از دیگر سو کم سابقه ترین اعتراضات و انقلابات، گریبان قدرت مداران را رها نمی کند.

در ایران،  شاهد تاثیرات بحران اقتصادی جهانی به موازات تحریم اقتصادی هدفمند از جانب کشورهای غربی هستیم. از یک سو با سرکوب و رکود جنبش اعتراضی مردم روبه رو هستیم و از دیگر سو با زمزمه های مداخله ی نظامی ناتو به اصرار اسراییل و همراهی مشترکین ایرانی اش.

تاریخ  بشر و به ویژه تاریخ چند سده حاکمیت نظام سرمایه داری، نشان داده است که روش معمول قدرت های حاکم این است که راه برون رفت از بحران های اقتصادی را با جنگ و قشون کشی هموار کنند. جنگ و بازتقسیم غنائم و منابع، از بدوی ترین و وحشیانه ترین اهرم های مال اندوزی و تمرکز قدرت تاریخ پدرسالار بوده است. اما نه بدان معنی که نیروهای مترقی و صلح دوست، تسلیم تقدیر تاریخی، تصمیمات و توافق قدرت های بزرگ می شوند و دست روی دست می گذارند.در میان این نیروها، نقش زنان در مقابله با توحش، ویرانی و جنگ، با توجه به برجسته تر شدن موقعیت اجتماعی و سیاسی آنان طی دهه های اخیر و در شرایط ویژه ی ایران، بیش از هر زمان دیگری، برجسته شده است.

خطر حمله ی نظامی به ایران:  در هنگام نگارش این مطلب، گمانه زنی ها و مذاکرات برای جلب توافق دولت های غربی و منطقه ایی برای حمله ی نظامی به ایران سر تیتر رسانه های اسراییلی و بریتانیایی است. بسیاری مفسران سیاسی این اقدامات و رسانه ایی شدن آن را بخشی از جنگ روانی به منظور افزایش فشار بر جمهوری اسلامی برای پذیرش متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم می دانند و معتقدند که حمله ی نظامی به ایران به نفع حل بحران اقتصادی غرب نیست و حتی بر ابعاد آن می افزاید هرچند روند آماده سازی افکار عمومی برای پذیرش و معقول جلوه دادن حمله نظامی به ایران در موعد مساعد، مدت هاست حتی در داخل کلید خورده است، جلب رضایت برخی نیروهای سیاسی مستعد و تشنه ی قدرت ایرانی و همکاری شان در این زمینه با آنکه پشت پرده صورت می گیرد، اما بازتاب علنی در نگاشته ها و سخنان رسانه ایی داشته است. در این میان سران جمهوری اسلامی نیز با وجود مذاکرات پشت پرده و همکاری های منطقه ایی با دولت آمریکا و اتحادیه ی اروپا، در داغ نگه داشتن تنور جنگ احتمالی نقشی فعال داشته اند تا بتوانند سیاست های داخلی و بگیر و ببند را به این بهانه توجیه و به موازاتش اختلافات درون ساختار قدرت را رتق و فتق کنند.

تجربه تاریخی به ما نشان داده که جنگ به هرشکل و بهانه ای هیچگاه به نفع زنان نبوده و نیست. آنچه در این برهه برای نیروهای مستقل جنبش زنان اهمیت دارد بازتوجه و نورافکنی بر این تجربه ی تاریخی است. فمینیست ها هیچ گاه جنگ و مداخلات نظامی را به عنوان راه کار موجه ندانسته اند و همواره با آن مقابله ی جدی کرده اند. فمینیست ها خواهان تغییرات پایه ایی و نهادینه برای ساختن جامعه ایی نوین و فارغ از تبعیض هستند. این هدف و امر رهایی جامعه از ستم جنسی، از مسیر نظامی گری و جابجایی قدرت از بالا قابل دستیابی نیست. راهکار نظامی گری و جنگ حتی یک شروع مناسب برای ورود به پروسه ی ساختمان جامعه ی جدید تبعیض ستیز نیست. جنبش زنان ایران بی شک دوران مهم، سرنوشت ساز و پر مخاطره ایی در پیش رو دارد. دورانی که بیش از هر زمان در تاریخ کشورمان، مداخله گری هوشیارانه آنان را می طلبد. ضرورت و خواست مداخله گری جنبش زنان به جهت اهمیت مسائل زنان ایران و ابعاد ستمی که در ابعاد جهانی شناخته شده و قابل بهره برداری منفعت طلبانه هست، مسئولیت تاریخی مهمی را به عهده کنشگران مسائل زنان می گذارد.

پیچیده گی و خطیر بودن شرایط این برهه از تاریخ کشورمان ایجاب می کند که هر اظهار نظر سیاسی از جانب کنشگران جنبش زنان در مورد سرنوشت و آینده ی مردم این کشور و هر نوع توافق حول همکاری ها و مسائل سیاسی، با وسواس و نهایت مسئولیت اخلاقی و سیاسی انجام گیرد. بدیهی است که حق اظهار نظر و ارائه ی دیدگاه و بحث بنا به آزادی بیان و اندیشه برای همه محفوظ و رعایتش حتی ضروری تر از پیش است. اما رعایت شفافیت فعالیت ها، لابی گری ها و حتی ارتباطات شخصی با مراجع قدرت داخلی و خارجی برای کنشگران جنبش زنان امروزه  بیش از پیش اهمیت می یابد. هر نوع اظهار نظر، دعوت، ائتلاف، مذاکره  و مسائلی از این دست تحت  نام «جنبش زنان ایران» و یا به نمایندگی از جانب «زنان ایران»، در حیطه ی اختیار هیچ یک از کنشگران و یا گروه های جنبش زنان نیست. هیچ فرد یا گروه پایبند به اصول دمکراتیک مجاز نیست که به نام «جنبش زنان» سخن بگوید و یا اقدامی انجام دهد. بدیهی است که افراد و گروه ها مختارند که با استفاده از اسامی و اختیارات سازمانی خود هر تصمیمی بگیرند و اعلام کنند. اما هر نوع تصمیم و جهت گیری به نام «جنبش زنان ایران» باید با توافق همه ی گروه ها، انجمن ها، سازمان ها و افراد فعال این جنبش، که به معنای واقعی و عینی فعال و کوشنده ی مسائل حقوق و آزادی های زنان بوده اند، طی یک پروسه ی دمکراتیک صورت گیرد.

بحران اقتصادی: بحران اقتصادی جهانی موقعیت اقتصادی و اجتماعی زنان را هر چه بیشتر تضعیف کرده است. در اوج بحران اقتصادی جهانی به روشنی می بینیم که زنان با سرعت و تعداد  بیشتری از مردان، به فقر و فلاکت رانده می شوند. در ایالت ثروتمند کالیفرنیای آمریکا 78 درصد از کسانی که بدون کمک های مالی ویژه از عهده ی اداره ی زندگی شان بر نمی آیند زن هستند. در سراسر آمریکا زنان 54 درصد از کل فقرا را تشکیل می دهند. رسانه ها در کشور بحران زده ی یونان، کشوری با استاندارد  تا کنون بالای زندگی، از کودکانی که در مدارس از گرسنگی ضعف می کنند خبر می دهند. بسیاری مادران مجبورند برای تغذیه ی کودکانشان به کلیساها مراجعه کنند. رسانه ها صف های طولانی مردم را نشان می دهند که برای گرفتن یک وعده غذای خیریه در شهرهای یونان تشکیل می شوند.

در نظام جهانی که زنان سه چهارم بیسوادان و اکثریت فقرای آنرا تشکیل می دهند، وخامت اوضاع اقتصادی و تحمیل سیاست های ریاضت کشی، بیش از گذشته شکاف طبقاتی بر مبنای جنسیت را تعمیق خواهد بخشید. فقر رو به ازدیاد، زنان را هر چه بیشتر از تحصیل و کار و پیشرفت باز خواهد داشت. این امر به ازدواج و حامله گی زودرس زنان و درنتیجه حذف از بازار کار در سال های آتی منجر خواهد  شد. مسئله ایی که زنگ خطری جدی برای جنبش جهانی زنان است.

مبارزات در کشورهای صنعتی: جنبش اشغال وال استریت و به دنبال آن موج اعتراضاتی که اروپا و آمریکا را در بر گرفته برای بسیاری غافلگیرانه بود. اما. آنچه در ایالات متحده و کشورهای اروپایی در مخالفت با شرکت های خصوصی و نظام اقتصاد سود محور رخ می دهد، ادامه ی منطقی جنبش هایی است که در سال های اخیر در جهان در حال سازماندهی بوده اند. جنبش فوروم اجتماعی با شعار «جهانی دیگر ممکن است» که در اعتراض به نظام سرمایه داری و اولویت ازدیاد سود بر منافع بشریت، در دهه ی نود میلادی به راه افتاد بذر جنبش اعتراضی اشغال وال استریت را کاشت. شیوه ی سازماندهی و مبارزه پیگیرانه با شکل گیری رهبری متمرکز از طریق رعایت اصل مشارکت یکسان همه در تصمیم گیری ها در جنبش اشغال وال استریت، بی شک حاصل بذری است که جنبش فمینیستی و نیروهای سیاسی آلترناتیو و مخالفان ساختار هیرارشیک از دهه شصت میلادی در ضمیر آگاه جامعه کاشته اند. و البته نمی توان فراموش کرد که نبرد میدان تحریر و تجربه ی زیبای خودسازماندهی مردم در 18 شبانه روزی که جهان عرب را لرزاند، الهام بخش جنبش وال استریت بوده است.

انقلاب های جهان عرب: با سرنگونی رژیم قذافی و روی کار آمدن دولت موقتی که با کمک نیروهای نظامی ناتو قدرت را در دست گرفت، رسانه های مستقل هر چه بیشتر توانستند پرده از ابعاد جنایات و ویرانی ناشی از جنگ داخلی به یاری بمباران های هواپیماهای ناتو بردارند. تخمین زده می شود که بازسازی ویرانی های جنگی ده سال به طول خواهد انجامید که مخارجش از محل دارایی های فریز شده مردم لیبی نزد کشورهایی چون فرانسه به شرکت های غربی که قراردادهای از پیش امضا شده در درست دارند، پرداخت خواهد شد. حقایق نشان از تسویه حساب های هولناک نیروهای شورای موقت لیبی با کسانی که به راست یا غلط هوادار نظام قذافی انگاشته می شدند بود. سازمان های زنان لیبی از 5000 زن مورد تجاوز قرار گرفته توسط نیروهای مختلف اعم از قذافی و مخالفانش خبر می دهند. رهبر شورای موقت هم در اولین نطق پیروزی دوره ی پس از قذافی اعلام کرد که قوانین جدید لیبی باید بر اساس احکام شریعت تنظیم شده و به عنوان نمونه از لغو محدودیت چند زنی مردان و تغییر نظام بانکی نام برد. چند زنی مردان هیچگاه در لیبی ممنوع نبود بلکه محدود به اجازه ی همسر اول و اجرای برخی مقررات اداری بود. اکنون طرفداران شورای موقت می گویند که مردان متمول که یک بار زن باکره گرفته اند باید بتوانند بدون مانع قانونی زنان مورد تجاوز گرفته را به عقد خود در آورند. بدین ترتیب، علیرغم مشارکت وسیع و با اهمیت زنان در سخت ترین روزهای مبارزات، با آنان، نه به عنوان قهرمانان انقلاب لیبی بلکه به عنوان غنایم جنگی رفتار می شود.

انتخابات مجلس موسسان تونس با برتری آرای 40 درصدی حزب اسلامی النهاد که در دوره ی رژیم بن علی ممنوع و اعضایش مورد شکنجه و اعدام و آزار قرار گرفته بودند موجب نگرانی مردم دنیا شد. 22 درصد از کرسی های مجلس موسسان به زنان تعلق گرفت. ولی 42 زن از  مجموع 49 زن نماینده از حزب اسلامی النهاد انتخاب شدند. بدین معنی که دیگراحزاب، زنان را در صدر لیست های انتخاباتی خود قرار نداده بودند. علی رغم اینکه نمایندگان حزب اسلامی تونس به مردم کشور و دنیا اطمینان می دهند که بنیادگرا نیستند اما سازمان های زنان تونس اعلام کرده اند که در صورت هر گونه تعدی به حقوق زنان دوباره به خیابان ها خواهند آمد. مجلس موسسان تونس قرار است قانون اساسی جدید تونس را تنظیم کند، دیگراحزاب سیاسی صاحب کرسی در این پارلمان می گویند که مسئله ی حقوق زنان و آزادی های آنان خط قرمزی است که از آن نخواهند گذشت. آینده ی نزدیک در کشورهای عربی نشان خواهد داد که جنبش زنان در این کشورها تا چه حد توان دفاع از حقوق زنان را دارند. مسئله ایی که از هم اکنون ضرورت و موجبات همکاری های منطقه ایی حول مسائل زنان را افزایش داده  است.

شعله ایرانی، نوامبر 2011

شعله ایرانی، نوامبر 2011

مصری ها غرب را گیج کردند!

نوامبر 14, 2011 بیان دیدگاه

شعله ایرانی

از شماره 71، تابستان 2011

در هوای بهاری قاهره در باغ هتلی پای صحبت هباق عثمان یکی از فعالین جنبش زنان مصر و سخنگوی سازمان سراسری «کرامت» نشسته ام. چند میز آنطرف تر وائل غنیم رییس گوگل مصر و از چهره های سرشناس انقلاب با چند تن از دوستانش مشغول گفتگو و صرف نهار است. روز جمعه است و همگی قرار است به میدان تحریر بروند تا در یکی از تظاهرات های بزرگ پس از سقوط مبارک شرکت کنند. هنوز چند روزی به هشت مارس مانده است. چادرهای میدان تحریر برپاست و بسیاری از جوانان انقلابی، میدان را ترک نمی کنند. می گویند تا به ثمر رسیدن انقلاب همانجا می مانند. چند روز پس از این جمعه، نیمه های شب، ارتش به بهانه ی دستگیری «اوباش» و برقراری نظم، به میدان حمله کرد و همه ی چادر ها را جمع کرد، جوان ها را مضروب و دستگیر کرد. انقلاب مصر هنوز در آغاز راه است.

قاهره ی اوائل ماه مارس با بهاری که از راه رسیده زنده و پرشور است. هر ساعت و هر روز در گوشه ایی از این شهر همیشه بیدار، اتفاقی می افتد. تظاهراتی شکل می گیرد، اعتصابی به راه می افتد، سخنرانی برگزار می شود. بحث های خیابانی دور و بر میدان تحریر همیشه برقرار است. زن و مرد ایستاده اند و بحث می کنند.

هباق  عثمان می گوید که زنان مصری شانه به شانه ی مردها در همه ی مراحل انقلاب مشارکت داشته اند. حالا هم دمکراسی کامل یعنی حقوق شهروندی برابر می خواهند.

این جمله را از زبان همه ی زنانی که در قاهره ملاقات کردم شنیده ام. فعالین جنبش زنان سرشان شلوغ است و با اینکه با خوش رویی پذیرای مصاحبه و گفتگو می شوند اما تلفن هایشان مدام زنگ می زند. شب و روز ندارند. انقلاب کرده اند و حالا در این بهار آزادی باید با چنگ و دندان از حقوق زنان دفاع و برای تضمین حقوق برابر در قوانین جدید مبارزه کنند. زنان مصری در دوره ی مبارک از حقوق برابر در زمینه حقوق شخصی و خانواده محروم بودند. با کمی اختلاف، تقریبن از همان حقوقی که زنان در ایران از آن محرومند. قوانین مربوط به ازدواج و طلاق از زمان سادات بر اساس قوانین فقه اسلامی تنظیم شده اند. در پی مبارزات جنبش زنان، رفرم هایی جزیی در دوره ی مبارک، عمدتن برای ظاهرفریبی و به دست آوردن دل غربی ها و دریافت بودجه های کلان از سازمان های بین المللی، صورت گرفت. اما قوانین عمدتن زن ستیز و تبعیض آمیز باقی ماندند.

زنان مصری طبق قانون حق انتخاب پوشش را داشته اند. ولی میزان آزارهای جنسی در خیابان ها و اماکن عمومی مانند ادارات و کارخانه ها آنقدر زیاد و خشونت آمیز بود که بسیاری زنان برای محافظت خود به حجاب پناه برده اند. در قاهره مرز مذهبی و سکولار با حجاب رقم نمی خورد. تنها زنان متعلق به فرقه های افراطی مذهبی مثل سلافی ها و یا برخی اعضای اخوان المسلمین، و البته نه نسل جوانش، از پوشش چادر سیاه بلند با روبنده استفاده می کنند. بیشتر به این منظور که خود را از دیگران متمایز سازند. در قاهره با کمی دقت می توان دید که اکثر زنانی که عابر خیابانند و یا مجبورند برای رفتن به دانشگاه و محل کارشان از وسایل نقلیه ی عمومی استفاده  کنند، محجبه اند. روسری های رنگی، تونیک گشاد و شلوار جین برای دختران جوان معمول است. در حالیکه زنانی که ماشین شخصی دارند اکثرن بی حجابند با لباس های تابستانی.

یکی از زنان جوان در میدان تحریر می گفت که پلیس مصر خود یکی از عوامل تشویق و اعمال آزارهای جنسی و خشونت علیه زنان بود. او و همراهان دخترش می گفتند که برای اولین بار در روزهای انقلاب، به ویژه در میدان تحریر بود که توانستند معنای حضور آزاد و فارغ از آزارهای جنسی درعرصه ی عمومی  را بچشند. آن روزهای آزادی و خودسازمانگری در میدان تحریر و اتوپیایی که در سایه ی حضور هدفمند مردم شکل گرفته بود به شکلی جهش گونه توقعات زنان از اجتماع را بالا برده است. آنها در این میدان با مردانی مواجه شدند که به اندازه ی زنان از آزارهای جنسی و متلک گویی و تجاوز به بدن و حریم زنان اعلام بیزاری می کردند. آنها شبها و روزها پای صحبت زنانی نشستند که از ضرورت برابری حقوق در همه ی عرصه های زندگی شخصی و اجتماعی به عنوان یکی از ابتدایی ترین مبانی حقوق بشر حرف می زدند.

روز هشت مارس در تظاهرات زنان در میدان تحریر، شاهد بحث های پرشور دختران جوان و زنان محجبه و غیر محجبه با مردان مخالفی بودم که به قصد حمله به آنان و در مخالفت با خواست هایشان تجمع کرده بودند. بسیاری از این زنان که از ضرورت قوانین سکولار برای تامین حقوق زنان و اقلیت های مذهبی در مصر پس از انقلاب دفاع می کردند، محجبه بودند. یکی از اولین دست آوردهای انقلاب مصر ارتقای آگاهی زنانی است که به خیابان ها آمدند و خیال بازگشت به خانه ها را ندارند.

هباق عثمان تعریف می کند که سازمان ها و گروه های زنان سخت مشغول سازماندهی خود هستند.

– داریم زنان را در شهر و روستا حول خواست های برابرشان سازماندهی می کنیم. به آنها آگاهی می دهیم که اهمیت شرکت در انتخابات های در پیش رو چقدر زیاد است و چگونه باید فعالانه مشارکت کنند.

– درست است که انقلاب و گسترش سریع خواست هایش خود ما را هم غافلگیر کرد اما این انقلاب یک شبه به راه نیافتاد. ما سال هاست – به طور فشرده تر در ده سال اخیر- در میان مردم و از پایین کار کرده ایم. ما آگاهی را پله به پله ارتقا داده ایم. اما همواره فعالیت هایمان را با شرایط و نیاز های زنانی که با هم کار می کردیم تطبیق می دادیم و از بالا عمل نکردیم. ما از همه ی شیوه ها و ابزارهایی که در دسترس بودند برای آگاه کردن زنان به حقوق انسانی اشان، استفاده کردیم. حالا هم داریم در شرایط جدید به کارمان ادامه می دهیم. سازمان ما زنها را به مشارکت در همه ی سطوح جامعه تشویق می کند.

سازمان زنانی که عثمان سخنگوی آن است برای برابری زنان و علیه خشونت در کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی مبارزه می کند. این سازمان سراسری زنان تعریف جامعی از خشونت ارائه می دهد که متاثر از رابطه ی فقر و زنان در این منطقه است. از دید سازمان کرامت آنطور که عثمان توضیح می دهد خشونت علیه زنان تنها به خشونت خانگی مردان علیه آنان خلاصه نمی شود.

- خشونت در کشورهای ما معنایی فراتر و وسیعتر دارد. مثلن وقتی دختر به دلیل فقر خانواده از حق تحصیل محروم می شود هم باید از خشونت صحبت کرد. عدم رعایت حرمت و کرامت انسانی زنان هم خشونت است. در مصر مردم ما در وهله ی اول از منزلت انسانی شان محروم شده بودند. برای همین هم انقلاب ما برای بازپس گرفتن کرامت و منزلت انسانی خودمان شروع شد. مردم علیه مبارک بر پا خاستند چون سقف بالای سر، غذا و پوشاک می خواستند. چون آزادی می خواستند. چون رابطه ی این نیازها و کرامت انسانی را دریافتند.

هباق عثمان می گوید که انقلاب مصری ها علیه دیکتاتوری، نگاه مردم منطقه به خود را دچار انقلاب کرد. او معتقد است که مردم دیگر از دریچه ی نگاه رسانه های غربی خود را نظاره نمی کنند. آنها دیگر به خود به چشم بردگان فرمانبردار سلطه گر نگاه نمی کنند.

– مردم یک باره در پروسه ی انقلاب خود را رها شده دیدند.جرج بوش میلیارد ها دلار خرج کرد که به طرق مختلف حتی از طریق جنگ افروزی، تعبیر خودش از دمکراسی را به مردم منطقه تحمیل کند. ولی مردم این منطقه دمکراسی نوع بوش را رد کردند. امروز مردم می گویند که ما با کرامت و عزت انسانی، با حقوق انسانی زاده می شویم. چرا این حقوق از ما سلب می شود؟ آنها می گویند که دمکراسی یعنی سقف بالای سر، یعنی خوراک و پوشاک کافی داشتن.

- بعد از حادثه یازده سپتامبر و حمله ی نیویورک، رسانه های غربی به ما اعراب به شکل گروهی مهر تروریست زدند. غرب ما را موجودات خطرناک و تهدید گر معرفی کرد. حتی نوع پوشش زنان و مردان منطقه ی ما و زبان و عادات ما را منفی و منبع شر جلوه دادند.

هباق  عثمان می خندد و با خوشنودی می گوید این روزها بعد از انقلاب مصر و تونس، غربی ها حسابی گیج شده اند و نمی دانند با کلیشه های خود از مردمان مسلمان چه کنند!

– مردم مصر در انقلابشان به غرب بی اعتنایی کردند! نه پرچمشان را سوزاندند و نه شعاری علیه شان دادند! می خواستند بگویند که این انقلاب اصلن به شما ربطی ندارد! فکر کنم این داستان اساسن برای غرب یک شوک فرهنگی به وجود آورد! و من امیدوارم که مردم در کشورهای غربی حالا از خودشان بپرسند که چرا مصری ها چنین عمل کردند. آنچه در مصر گذشت مربوط به ما شهروندان مصری بود. ما برای خودمان انقلاب کردیم، نه علیه این یا آن کشور. من فکر می کنم که دولت های غربی و رسانه های بزرگ هیچگاه نتوانستند عمق عزت نفس مردمان منطقه ی ما را درک کنند. آنها نتوانستند ابعاد  مداخله و قدرت یابی مردم را درک کنند.

– ما مردم خاورمیانه توانستیم علی رغم کلیشه ها و سرکوب ها، چهره ی اصلی خودمان را از پس فریب ها نشان دهیم. ما توانستیم نشان دهیم که اگر ما را به حال خودمان رها کنند صلح طلب و مخالف خشونت هستیم.

http://www.el-karama.org

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 149 مشترک دیگر بپیوندید