به فرزندم افتخار می‌کنم! گفتگو با فریده م. مادر یک هم جنس گرای ایرانی

از مجموعه ی «زیر ذربین» آوای زن شماره ی 70

یاور خسروشاهی

پسر شما هم‌جنس‌گر است و هویت جنسی­ اش را پنهان نمی­ کند. به اصطلاح یک زندگی علنی دارد*. شما به عنوان یک مادر چگونه با این موضوع کنار آمدید؟ شما هم مثل هر مادری رویاهایی برای پسرتان داشتید. پس از پی‌بردن به هم جنسگرا بودن او با آن آرزوها چه کردید؟

– راستش آسان نبود. دلم نمی خواست پسرم در جامعه ای با این همه محددویت برای شهروندان اش، محدودیت‌های بیشتری را هم تجربه کند. خیلی به خودم و آرزو­ هایم فکر نمی‌کردم، بیشتر نگران آینده ی او بودم. این‌که چطور زندگی خواهد کرد. او تنها بود و من از تنهایی او رنج می بردم. می دیدم که با خودش درگیر است و نمی تواند خودش را پیدا کند و برای فرار از واقعیت دست به کارهایی می زند که به نفع زندگیش نیست. من با اصل موضوع مشکل زیادی نداشتم. داشتن گرایش به همجنس را می‌پذیرفتم و حق طبیعی هر کس می‌دانستم. ولی دل‌ام می‌خواست دوستان خوبی داشته باشد و همیشه نگران معاشرت‌هایش بودم. به دلیل آزاد نبودن این‌گونه روابط در ایران، هم جنس گرایان حق انتخاب زیادی برای دوستی ندارند و این بیشتر رنج‌ام می‌داد. همیشه هم به پسرم می‌گفتم، شماها باید از هر نظر عالی باشید تا به شما بی‌احترامی نکنند و به‌دنبال تخصصی باشید که جامعه به شما نیاز داشته‌باشد. مانند زنان، که تلاش مضاعفی می‌کنند تا بتوانند تبعیض را از بین ببرند و حق‌شان را بگیرند.

بعضی از خانواده‌ها با گرایش به هم‌جنس در فرزندشان کنار می‌آیند، اما این کنار آمدن یا حتی پذیرش صرفن از روی احساس مادرانه/پدرانه است نه از روی آگاهی. این موضوع در باره‌ی شما چگونه بود؟

– در رابطه با خودم می توانم بگویم، پذیرفتن این موضوع فقط بر حسب حس مادرانه نبود بلکه آگاهی و دانش هم در پذیرش آن بسیار موثر بود. من سعی می کردم در این زمینه مطالعه کنم و با نظرات روانشناسی در این زمینه آشنا شوم. هر چند متاسفانه بعضی از روانشناس‌ها در ایران، هنوز این گرایش را طبیعی نمی‌دانستند. اما حسی در من بود که باعث می‌شد، نه تنها این گرایش را بپذیرم بلکه برایم کاملن هم طبیعی باشد. من فکر می‌کردم که اگر پسرم انتخاب خوبی در زندگی داشته باشد و ازدواج کند باعث خجالت من نخواهد بود و من همچنان به او مثل همیشه افتخار خواهم کرد. البته خود بچه هم موثر است در رشد آدم. پسر من خیلی با ملایمت روی من کار می‌کرد. خودم متوجه بودم. در درد و دل‌های مادر و فرزندی می‌دیدم چقدر خوب فکر می‌کند و در هر زمینه‌ایی کنجکاو است که اطلاعات درست داشته باشد و به من هم منتقل کند.

آیا گرایش به هم‌جنس را از کودکی در فرزندتان می‌دیدید و اگر این‌چنین بود، نمود بیرونی‌اش در منش و علایق او چگونه بود؟

– او همیشه من به نظرم بچه‌ی خاصی بود. مخالف خشونت بود. از اسباب‌بازی‌های پسرانه زیاد خوشش نمی آمد. تفنگ دوست نداشت و از بازی‌های خشن بدش می‌آمد. یادم می‌آید وقتی خیلی کوچک بود، فکر می‌کنم چهار- پنج ساله، من داشتم کتاب راه سوم الوین تافلر را می‌خواندم. او با پسر خاله‌اش مشغول بازی بود و دعوایشان شد. من برای این‌که آن‌ها را ساکت کنم، گفتم بیایید ببینید این کتاب چه می‌گوید و پرسیدم اگر در کره‌ی زمین دیگر جایی برای زندگی نباشد شما دوست دارید کجا زندگی کنید؟ در سیارات دیگر یا در قعر اقیانوس‌ها؟ پسر خاله‌اش فوری جواب داد: «من می‌روم در یک ستاره‌ و از آنجا با ستاره‌های دیگر می‌جنگم.» (آن زمان فیلم کارتونی جنگ با ستارگان خیلی طرفدار داشت.) پسر من گفت: «من از جنگ بدم می‌آید. من می‌روم ته اقیانوس با حیوان‌ها زندگی می‌کنم.» می‌خواهم بگویم با همه پسر بچه‌های اطراف ما فرق داشت. از بچگی خیلی محترم بود و همه به او احترام می‌گذاشتند. ولی اینکه گرایش به هم‌جنس داشته باشد، از بچگی معلوم نبود.

آیا دیدن این تفاوت‌ها در فرزندتان به پذیرش آسان‌تر موضوع کمکی کرد؟

– بله. نه تنها برای من، حتی برای اطرافیان هم. تا همین امروز هم وقتی کسی متوجه گرایش جنسی او می‌شود، می گوید او از ابتدا با بقیه فرق داشت. شاید این ماجرا هضم موضوع را برای اطرافیان و حتی خودم آسانتر کرده باشد.

در ابتدای پی بردن به گرایش جنسی او آیا تلاشی در تغییر آن کردید؟

– از وقتی مطمئن شدم، نه. حتی یک‌بار تصمیم به ازدواج با دختری گرفت. من مخالفت نکردم ولی گفتم عجله نکنید. می‌دانستم که به‌زودی پشیمان خواهد شد. هرچه می‌خواستند تهیه کردم. حتی لباس عروس و داماد را. من می‌دانستم اشتباه می‌کند و پشیمان خواهد شد. بالاخره هم ازدواج نکردند. اما باید بگویم، پیش از آن‌که مطمئن شوم، اصرار می کردم که دوست دختر بگیر و از زندگی‌ات لذت ببر و سعی می‌کردم مسیر زندگی‌اش را تغییر دهم.

خب از کجا مطمئن شدید؟ در جامعه‌ای مانند جامعه‌ی ایران که هم جنس گرایی نه تنها طبق قانون ممنوع است، بلکه یک تابوی فرهنگی نیز هست، آیا نگران برخورد آشنایان و اطرافیان در رابطه با گرایش پسرتان نبودید؟

– از نگاه‌های تحقیر آمیزشان به شدت ناراحت می‌شدم، رنج می‌بردم و حتی عکس‌العمل نشان می‌دادم. من حتی در چاردیواری خانه‌مان مبارزه می‌کردم. البته سعی می‌کردم تعادل را برقرار کنم. وقتی همسرم نمی‌توانست بپذیرد، از پسرم می‌خواستم که رعایت حال پدرش را بکند. آسان نبود. درگیری‌های زیادی داشتیم. اما بالاخره تا جایی پیش رفتیم که پسرم با دوست پسرش برای مدتی با ما زندگی کردند و من آنقدر سپر بلا شده بودم که کسی جرات نمی‌کرد حرفی بزند.

– من فکر می‌کنم نگاه‌هایی که از طرف جامعه می‌شود خانواده‌ها را بیشتر به جان بچه‌ها می‌اندازد. که مثلن به خیال خود آبروداری کنند. به نظر من پدر و مادرها فرزند خود را می پذیرند، اگر نگاه‌های تحقیرآمیز در جامعه نباشد و بچه­ ها هم به بزرگترها فرصت بدهند و سعی کنند با احترام و ملایمت آنها را رشد دهند.

به باور بسیاری جامعه‌ی ایرانی هنوز حتی پذیرش شنیدن مسائل هم جنس گرایان را ندارد. شما چگونه فکر می‌کنید؟

– به نظر من صحبت در این زمینه‌ها بسیار لازم است ولی به زبان ساده. مثلن آرشام پارسی، اگر اشتباه نکنم دریکی از قسمت‌های برنامه‌ی پارازیتِ صدای آمریکا، بسیار ساده و قشنگ در این‌ باره صحبت کرد. تولید برنامه‌هایی که در آن فعالان حقوق‌بشر و چهره‌های شناخته شده فارغ از اینکه خود دارای گرایش به هم‌جنس باشند یا نه، به روشنگری حول موضوع هم جنس گرایی بپردازند، به نظرم می‌تواند تاثیر بسیاری بر فرهنگ جامعه‌ی ما بگذارد. با توجه به  اینکه شبکه‌های ماهواره ای در ایران مخاطبان بسیاری دارند، من فکر می‌کنم وظیفه ی رسانه‌های خارج از کشور است که به این موضوع بپردازند. البته اگر خودشان هم جنس گرا ستیز نباشند!

راه حل پیشنهادی شما برای مبارزه با هم جنس گرا ستیزی یا هوموفوبیا در مختصات فرهنگی/اجتماعی/سیاسی فعلی در ایران چیست؟

– جامعه ایرانی را اگر در کل نگاه کنیم، مشکلات فرهنگی زیادی دارد که باید با فرهنگ‌سازی و تغییر قوانین به موازات هم بهتر شود. هم جنس گرایان روشنفکر می‌توانند نقش زیادی در از بین بردن هموفبیا ایفا کنند. آن‌ها باید مانند سایر اقلیت‌ها از حقوق خود دفاع کنند و موجی ایجاد کنند که هرگز از بین نرود و فراموش نشود. آن‌ها باید پیش از همه فعالین حقوق بشر را وارد این موج بکنند و آنان را از طرق مختلف به چالش بکشند. مثل کاری که الان دارید انجام می‌دهید. با همه مصاحبه کنید. مخصوصن با افراد سرشناس و آنها را در گیر کنید. این یک مساله شخصی یا فرقه‌ای نیست، بلکه یک مساله اجتماعی است. درهرحال حرکت در این مسیر نیاز به تلاش بیشتر کسانی دارد که روی این موضوع تمرکز دارند.

آیا حاضر به ایستادن کنار فرزندان کوئیر جامعه‌ی ایرانی، فرای نقش مادری‌تان در قبال فرزند خود، در مبارزه علیه هوموفوبیا یا هم جنس گرا ستیزی هستید؟

– ببینید برای هر ایستادنی باید هزینه – فایده را در نظر گرفت. من تاثیر ایستادنم را باید بسنجم و ببینم به سایر فعالیت‌هایم چقدر ضربه می‌زند. در حال حاضر در ایران پرداختن به این موضوع هزینه‌ی زیادی دارد. مخصوصن اگر آشکارا بخواهی در حوزه اجتماعی از هم جنس گرایان حمایت کنی. این‌ کار قطعن محدودیت‌های جدی برایت به‌وجود می‌آورد و شاید هم فقط به بهانه ی این حمایت به زندان بیافتی. حمایت علنی و آشکار نه قانونی است نه عرفی. حتی مردم هم این مسئله را نمی‌فهمند و نمی پذیرند. باید کار فرهنگی کرد و کار فرهنگی هم که می‌دانید دیرپاست. البته قانون هم به رشد فرهنگ کمک می‌کند ولی راه درازی در پیش است تا این تبعیض‌ها از بین برود.

– اما برای اینکه پاسخ سوال شما را کامل داده باشم، بگذارید بگویم اگر خطری فرزندم را تهدید کند، حاضرم سفت و سخت بایستم و از او و گرایشش دفاع کنم. هر جا که باشد. چه در حوزه‌ی خصوصی، چه در حوزه‌ی اجتماعی. همان‌طور که تا کنون نیز همین کار را کرده‌ام.

به عنوان حسن ختام این مصاحبه اگر صحبتی با جامعه‌ی کوئیر ایرانی و خانواده‌هایشان دارید، بفرمائید.

– صحبت‌ام با خانواده‌ها این است که کمک کنید تا فرزندان‌تان خود را بشناسند. در ایران پزشکان و روان پزشکانی هستند که با تست‌های مختلف می‌توانند گرایش جنسی فرزندتان را مشخص کنند. خودتان را فریب ندهید. واقعیت را بپذیرید و نگویید چرا من؟ بگویید چرا من نه؟

– حرفم با جامعه کوئییر هم این است که سعی و تلاش کنید تا فرد مفیدی برای جامعه باشید. آن‌وقت شما را راحت‌تر می‌پذیرند و به شما احترام می‌گذارند. متاسفانه عقل ما مردم، به چشم‌مان است. به امید روزی که همه با هم، حقوق برابر داشته باشیم.

 

پانوشت:* coming out یا آشکارسازی. وقتی فردی گرایش جنسی خود را در جامعه آشکار و علنی می کند و در نتیجه هویت جنسی ای غیر از هویت هتروسکسوال یا دگرجنسگرا می‌یابد. مانند گی، لزبین، ترانس سکسوال، ترانس جندر و بای‌سکسوال. در اینجا منظور فردی است که به شکل علنی و آشکار، شیوه‌ی زندگی کوئیر را انتخاب کرده است.ه

 

 

 

Advertisements

1 نظر برای “به فرزندم افتخار می‌کنم! گفتگو با فریده م. مادر یک هم جنس گرای ایرانی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s