سهم زنان ایرانی د‌ر مبارزه ی جهانی برای نجات زمین

 شعله ایرانی

مقاله از  آوای زن شماره ی : شماره 67-68، زمستان 2010-2009

انقلاب ما کجاست! هوای قابل تنفس ما کجاست!

ابتدا زنان را قربانی کردند، بعد انسان را، سپس قاره ها و در پایان زمین را.

دیگر نمی‌توان از اعتراف به حقیقت هولناک تهدید حیات و نابودی بشریت طفره رفت. در آغاز قرن پیشین بحث درباره جهانی بود که دیگر نمی‌خواستیم. بعدها به خواست «جهان دیگری ممکن است» رسیدیم و اکنون پس از آخرین نمایش سران قدرت‌های نظامی/صنعتی و تشدید مسابقه‌ی رقابت و سهم‌خواهی در بازار جهانی که به شکلی بی‌پرده در کنفرانس کپنهاک متجلی شد، باید پیش از هر چیز به پرسشی تراژیک و حیاتی پاسخ دهیم: آیا جهانی برای تغییر باقی خواهیم داشت؟

کنفرانس «تغییرات اقلیمی» سازمان ملل متحد دسامبر 2009 در کپنهاک دانمارک و بی‌تفاوتیِ بی‌پرده‌ی صاحبان قدرت به سرنوشت بشریت و طبیعت، ثابت کرد که بار نجات انسان و زمین همچنان بر دوش محرومان و لگد مال شدگانش است. امید به بالایی‌ها و الیتی که برگزیده شده تا «عاقل و مال‌اندیش» باشد اما کوردل و حریص است، عبث است.

کنفرانس شرایط اقلیمی کپنهاک همان‌طور که صاحبنظران پیش‌بینی می‌کردند با شکستی تلخ و هشدار دهنده روبرو شد. مفاد معاهده‌ی مثله شده و شرم‌آور پایانی ثابت کرد که نظام سیاسی و اقتصادی حاکم بر جهان فاقد عقلانیت است و قادر به اداره‌ی جهان به سیاقی که به نابودی آن نیانجامد نیست. تضاد و رقابت میان صاحبان سرمایه‌ی چین، آمریکا، هند و دیگر قدرت‌های بزرگ به همگان نشان داد که جهان یکتای مردمان در دست‌های حریص کسانی قرار گرفته است که رنج ساختن و لذت بهره‌مندی از طبیعت را نمی‌شناسند. آنان به نابودی دستاورد تمدن بشری و طبیعتی که میلیونها سال بستر تکامل و کمال انسان بوده است اهمیتی نمی‌دهند. درک آنان عاجز است از اینکه زمین ما بیش از این، توان استثمار بی‌رویه را ندارد و طبیعتی که بقایش حیات ماست، بیش از این لگدمال شدن را بر نمی‌تابد. پروژه‌ی دوشیدن و له کردن کره‌ی زمین و ساکنان آن باید متوقف شود. پایه و اساس نظام مبتنی بر سود، یعنی رقابت آزاد، به نابودی منابع طبیعی انجامیده است. ادامه‌ی راه رفته ناممکن است. خودکشی جمعی است.

هنوز تا رسیدن به مرحله‌ی بی بازگشت فرصتی باقی است. انتخاب با ماست: حیات و بقای بشریت و یا نابودی آن. دو تصمیم متفاوت که دو شیوه‌ی زیست متفاوت را ایجاب می‌کند.

کنفرانس آلترناتیوی که همزمان با نشست سران سازمان ملل در کپنهاک برگزار شد، مجموعه‌ی متنوع شرکت کنندگانی را تشکیل داد که با تظاهرات شبانه روزی‌شان بی‌توجهی و آزمندی سران ملل را به چالش کشیدند. تظاهرات کردند. کتک خوردند و بازداشت شدند. کنفرانس آلترناتیو که از صدها سازمان و انجمن طرفداری از محیط زیست شکل گرفته بود، از مردمان جهان خواستند، هر چند بسیار دیر، اما برای نجات باقیمانده‌ی زمین و حیات‌شان، با تکیه به نیروی خودشان، برخیزند. نجات دهنده بالایی‌ها نیستند. نیروهای مرد‌می نجات‌بخش محیط زیست از شمال تا جنوب کره‌ی خاکی، به این باور رسیده‌اند که حفاظت از محیط زیست تنها با شکل دادن بزرگترین و گسترده‌ترین ائتلاف تاریخی مشتکل از نیروهای آلترناتیو ممکن است. تنها به این طریق می‌توان جلوی تعمیق و گسترش ابعاد فاجعه را گرفت.

حرکت در چنین روندی برای همه ما مسئولیت‌ساز است. زنان ایرانی نیز باید خودشان را به این حلقه‌ی نجات بشریت پیوند زنند. ما زنان ایرانی نیز باید با دیگر زنان جهان که برای تغییر ساختار تولید و مصرف می‌کوشند، همراه و همگام شویم. باید مبارزه برای نجات حیات را با مبارزه برای تحقق نظام مدافع و محافظ محیط زیست در ایران پیوند زنیم. یک خواست دیگر باید به خواست‌های زنان ایران که آنها را به مطالبات جهانی زنان پیوند می‌زند افزود: اولویت دادن به مسائل محیط زیستی در ایران، درخواست تغییرات ساختاری در تولید و مصرف؛ و مقابله با هر دولت و نظامی که به آلودگی محیط زیست کشور و منطقه می‌افزاید و جلوی نابودی را نمی‌گیرد. فراموش نکنیم که ایران مقام هفتم را در رده‌ی کشورهای آلوده‌ساز جهان دارد. این بدان معناست که وظیفه ما ایرانیان در نجات چرخه‌ی زیست و طبیعت در مقیاس جهانی بزرگ است. پیوستن به ائتلاف‌های محیط زیستی زنان منطقه راهگشای همبستگی‌های عمیقتر در دیگر مسائل زنان نیز خواهد بود. مسئله‌ی دفاع از زندگی و بقای طبیعت در سال‌های پیش رو از همه جانبه‌ترین و گسترده‌ترین ائتلاف‌ها برای تغییر و با خواست «جهانی دیگر» خواهد شد.

مشارکت هرچه بیشتر زنان و جنبش زنان در ایجاد و استمرار جنبش‌های محیط زیستی نشان دهنده‌ی پختگی و آگاهی و مسئولیت‌پذیری این جنبش در مبارزه‌ی همه جانبه برای تحقق دنیایی بهتر است.

پی‌آمدهای شرایط کنونی برای ما

حس وقوع فاجعه و نزدیک بودن آن، بی آنکه تصور مهار آن را داشته باشیم، روند حوادث و تحولات سال های پیش رو را، مثبت یا منفی، در برابرمان سرعت می بخشد. وقوع فاجعه‌ی محیط زیستی، مردم را به شکل غریزی هم که شده، تهییج و نگران می‌کند.

از هم اکنون شاهد شکل‌گیری و بازشکل گیری جریان‌های گوناگون سیاسی هستیم که به نسبت قدرتیابی‌شان، ترکیب ساختار قدرت و فرهنگ حاکم بر جهان را دچار تغییرات تعیین کننده‌ای می‌کنند. یکی از این تغییرات شکست پروژه‌ی نئولیبرالیسم است. در پی اذعان به این شکست، اکنون عرض اندام نیروهای واقع بین‌تر نظام سرمایه‌داری در اداره‌ی جهان و جهت دهی سیستم سرمایه‌داری به سیاق دیگری بروز می‌کند. نیروهایی، عمدتن در حاشیه‌ی قدرت، معتقدند که با تعدیل توازن قدرت و بازنگری در ساختار تولید و مصرف می‌توان پروسه‌ی نابودی بشریت را – اگر نه متوقف – لااقل کند کرد. از دیگر سوی، با رشد و تثبیت قدرت‌های عظیم اقتصادی و صنعتی تازه به میدان آمده در عرصه‌ی جهانی مانند چین، هند و خلا عظیمی که به هم ریختن تعادل قدرت اقتصادی و نظامی در سطح جهان ایجاد کرده، می‌توان بروز جنگ‌های بزرگ و افزایش نیروهای افراطی راستگرا را محتمل دانست.

ضرورت جایگزینی حاکمیت مبتنی بر نئولیبرالیسم که به گفتمان غالب مبد‌ل می‌شود، ضرورتن و بدون دخالت نیروهای مترقی، حتی به گزینش روشی بهتر و کم زیان‌تر نمی‌انجامد. نیروهای آلترناتیو و خواهان جهانی دیگر اگرچه دیگر به لحاظ عددی کوچک نیستند اما در مقایسه با سلطه‌ی همه‌ جانبه‌ی صاحبان قدرت در چارچوب ناآگاهی نسبی و بی‌قدرتی اکثریت بزرگ مردم، هنوز ضعیفند. صدای نیروهای آلترناتیو به یمن وسائل مدرن ارتباط جمعی تا حدودی شنیده می‌شود اما در مقایسه با صدای قدرتمندان، از گستره و تاثیرگذاری لازم برخوردار نیست. خلا موجود، محیط مناسبی را برای رشد نیروهای فاشیستی و پوپولیستی که از»وحشت» نیرو می‌گیرند و با عرضه‌ی راه حل‌های فوری اما صوری، ترور را بازتولید می‌کنند، ایجاد کرده است.

در غرب خواست بازگشت به «ارزشهای» سنتی چون خانواده‌ی مبتنی بر حاکمیت مرد و بردگی اقتصادی و جنسی زن، وطن پرستی و بسیج جوانان برای قتل و تجاوز، رشد نژادپرستی و اندیشه‌های حامی حذف دگراندیشان، بازپس گرفتن و یا تقلیل دادن حقوقی چون آزادی‌های فردی و حق زن بر بدن خویش… دوباره جان گرفته‌اند. نشانه‌های چنین روندی را می‌توان با وضوح در رشد ناسیونالیسم، نژادپرستی و خارجی ستیزی و زن ستیزی در کشورهای روسیه و اروپا مشاهده کرد. اکنون در بحث خانواده، مجددن موضوع بازگشت زن به خانواده‌ی سنتی به منظور حفظ «کیان خانواده» در اروپا توسط رسانه‌ها تبلیغ می‌شود و احزاب راستگرا نیز از آن برای تبلیغ برنامه‌های انتخاباتی‌شان بهره می‌گیرند.

انقلاب ما کجاست! هوای قابل تنفس ما کجاست!

در آستانه‌ی این فصل سرد، در دل تحولات عظیم سیاسی و اقتصادی که جهان را دستخوش طوفان می‌کند، کشور ما نیز دستخوش تحولات تاریخی است. تحولاتی پرشتاب که زنان در آن نقش مهم و تعیین کننده‌ایی ایفا می‌کنند. در بستر خلا قدرت یکه‌تاز جهانی، مردم ایران در شرایطی خواهان «یک ایران دیگر» هستند که نظام حاکم بر جهان بیش از هر زمان دیگری در تاریخ مدرن، کارایی خود را در اداره‌ی آن از دست داده است. بی‌شک این تغییرات در شکل‌دهی به حکومت آینده و راهی که ایرانیان در پیش دارند تاثیر گذار خواهد بود. مردم ایران به لحاظ کلی در جبهه کسانی هستند که خواهان تغییرات مثبت و انسانی‌اند. آنها بیش از هر چیز خواستار حکومت عقلانیت، استقلال و شکوفایی کشورشان هستند. زنان و جوانان از هر طبقه‌ی اجتماعی خواهان برابری و آزادی‌اند و مزدبگیران و بی‌چیزان‌ به ویژه خواهان حقوق و زندگی در خور انسان.

 پروژه‌ی جمهوری اسلامی نیز در عمل با شکست مواجه شده است. دیگر حتی برای سران آن جای شبهه باقی نمانده است. شیشه‌ی عمر نظام در دست‌های جوانانی افتاده که آینده‌ی بهتر و آزادانه را طلب می‌کنند. جوانانی که «انقلابی دیگر» را برای ساختن «ایرانی دیگر» آغاز کرده‌اند. انقلابی که سی سال پیش ناکام ماند و خواسته‌هایش ربوده و مثله شد، اینک در مسیر بازتولید خواست‌های اصلی‌اش افتاده است.

مردان و زنان ایرانی که سی سال پیش خواست آزادی، برابری و استقلال را در مقابل رژیم آزادی‌کش سلطنت فریاد کردند امروز می‌پرسند: انقلاب ما کجاست!

فرزندان آنها که قرار بود در کوره‌ی پروژه‌ی آدم‌سازی جمهوری اسلامی، مسخ و مطیع پرورش یابند، شجاع‌تر و بی‌باک‌تر از نسل پیشین، اینک می‌پرسند: آزادی ما کجاست!

این فریاد‌ها با صداهای رسای جوانان جهان در هم می‌آمیزد که می‌پرسند: حق ما بر زمین کجاست؟ طبیعت ما کجاست، هوای قابل تنفس ما کجاست، حق انتخاب آزادانه‌ی ما کجاست…

شماره 67-68، زمستان 2010-2009

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s