مصری ها غرب را گیج کردند!

شعله ایرانی

از شماره 71، تابستان 2011

در هوای بهاری قاهره در باغ هتلی پای صحبت هباق عثمان یکی از فعالین جنبش زنان مصر و سخنگوی سازمان سراسری «کرامت» نشسته ام. چند میز آنطرف تر وائل غنیم رییس گوگل مصر و از چهره های سرشناس انقلاب با چند تن از دوستانش مشغول گفتگو و صرف نهار است. روز جمعه است و همگی قرار است به میدان تحریر بروند تا در یکی از تظاهرات های بزرگ پس از سقوط مبارک شرکت کنند. هنوز چند روزی به هشت مارس مانده است. چادرهای میدان تحریر برپاست و بسیاری از جوانان انقلابی، میدان را ترک نمی کنند. می گویند تا به ثمر رسیدن انقلاب همانجا می مانند. چند روز پس از این جمعه، نیمه های شب، ارتش به بهانه ی دستگیری «اوباش» و برقراری نظم، به میدان حمله کرد و همه ی چادر ها را جمع کرد، جوان ها را مضروب و دستگیر کرد. انقلاب مصر هنوز در آغاز راه است.

قاهره ی اوائل ماه مارس با بهاری که از راه رسیده زنده و پرشور است. هر ساعت و هر روز در گوشه ایی از این شهر همیشه بیدار، اتفاقی می افتد. تظاهراتی شکل می گیرد، اعتصابی به راه می افتد، سخنرانی برگزار می شود. بحث های خیابانی دور و بر میدان تحریر همیشه برقرار است. زن و مرد ایستاده اند و بحث می کنند.

هباق  عثمان می گوید که زنان مصری شانه به شانه ی مردها در همه ی مراحل انقلاب مشارکت داشته اند. حالا هم دمکراسی کامل یعنی حقوق شهروندی برابر می خواهند.

این جمله را از زبان همه ی زنانی که در قاهره ملاقات کردم شنیده ام. فعالین جنبش زنان سرشان شلوغ است و با اینکه با خوش رویی پذیرای مصاحبه و گفتگو می شوند اما تلفن هایشان مدام زنگ می زند. شب و روز ندارند. انقلاب کرده اند و حالا در این بهار آزادی باید با چنگ و دندان از حقوق زنان دفاع و برای تضمین حقوق برابر در قوانین جدید مبارزه کنند. زنان مصری در دوره ی مبارک از حقوق برابر در زمینه حقوق شخصی و خانواده محروم بودند. با کمی اختلاف، تقریبن از همان حقوقی که زنان در ایران از آن محرومند. قوانین مربوط به ازدواج و طلاق از زمان سادات بر اساس قوانین فقه اسلامی تنظیم شده اند. در پی مبارزات جنبش زنان، رفرم هایی جزیی در دوره ی مبارک، عمدتن برای ظاهرفریبی و به دست آوردن دل غربی ها و دریافت بودجه های کلان از سازمان های بین المللی، صورت گرفت. اما قوانین عمدتن زن ستیز و تبعیض آمیز باقی ماندند.

زنان مصری طبق قانون حق انتخاب پوشش را داشته اند. ولی میزان آزارهای جنسی در خیابان ها و اماکن عمومی مانند ادارات و کارخانه ها آنقدر زیاد و خشونت آمیز بود که بسیاری زنان برای محافظت خود به حجاب پناه برده اند. در قاهره مرز مذهبی و سکولار با حجاب رقم نمی خورد. تنها زنان متعلق به فرقه های افراطی مذهبی مثل سلافی ها و یا برخی اعضای اخوان المسلمین، و البته نه نسل جوانش، از پوشش چادر سیاه بلند با روبنده استفاده می کنند. بیشتر به این منظور که خود را از دیگران متمایز سازند. در قاهره با کمی دقت می توان دید که اکثر زنانی که عابر خیابانند و یا مجبورند برای رفتن به دانشگاه و محل کارشان از وسایل نقلیه ی عمومی استفاده  کنند، محجبه اند. روسری های رنگی، تونیک گشاد و شلوار جین برای دختران جوان معمول است. در حالیکه زنانی که ماشین شخصی دارند اکثرن بی حجابند با لباس های تابستانی.

یکی از زنان جوان در میدان تحریر می گفت که پلیس مصر خود یکی از عوامل تشویق و اعمال آزارهای جنسی و خشونت علیه زنان بود. او و همراهان دخترش می گفتند که برای اولین بار در روزهای انقلاب، به ویژه در میدان تحریر بود که توانستند معنای حضور آزاد و فارغ از آزارهای جنسی درعرصه ی عمومی  را بچشند. آن روزهای آزادی و خودسازمانگری در میدان تحریر و اتوپیایی که در سایه ی حضور هدفمند مردم شکل گرفته بود به شکلی جهش گونه توقعات زنان از اجتماع را بالا برده است. آنها در این میدان با مردانی مواجه شدند که به اندازه ی زنان از آزارهای جنسی و متلک گویی و تجاوز به بدن و حریم زنان اعلام بیزاری می کردند. آنها شبها و روزها پای صحبت زنانی نشستند که از ضرورت برابری حقوق در همه ی عرصه های زندگی شخصی و اجتماعی به عنوان یکی از ابتدایی ترین مبانی حقوق بشر حرف می زدند.

روز هشت مارس در تظاهرات زنان در میدان تحریر، شاهد بحث های پرشور دختران جوان و زنان محجبه و غیر محجبه با مردان مخالفی بودم که به قصد حمله به آنان و در مخالفت با خواست هایشان تجمع کرده بودند. بسیاری از این زنان که از ضرورت قوانین سکولار برای تامین حقوق زنان و اقلیت های مذهبی در مصر پس از انقلاب دفاع می کردند، محجبه بودند. یکی از اولین دست آوردهای انقلاب مصر ارتقای آگاهی زنانی است که به خیابان ها آمدند و خیال بازگشت به خانه ها را ندارند.

هباق عثمان تعریف می کند که سازمان ها و گروه های زنان سخت مشغول سازماندهی خود هستند.

– داریم زنان را در شهر و روستا حول خواست های برابرشان سازماندهی می کنیم. به آنها آگاهی می دهیم که اهمیت شرکت در انتخابات های در پیش رو چقدر زیاد است و چگونه باید فعالانه مشارکت کنند.

– درست است که انقلاب و گسترش سریع خواست هایش خود ما را هم غافلگیر کرد اما این انقلاب یک شبه به راه نیافتاد. ما سال هاست – به طور فشرده تر در ده سال اخیر- در میان مردم و از پایین کار کرده ایم. ما آگاهی را پله به پله ارتقا داده ایم. اما همواره فعالیت هایمان را با شرایط و نیاز های زنانی که با هم کار می کردیم تطبیق می دادیم و از بالا عمل نکردیم. ما از همه ی شیوه ها و ابزارهایی که در دسترس بودند برای آگاه کردن زنان به حقوق انسانی اشان، استفاده کردیم. حالا هم داریم در شرایط جدید به کارمان ادامه می دهیم. سازمان ما زنها را به مشارکت در همه ی سطوح جامعه تشویق می کند.

سازمان زنانی که عثمان سخنگوی آن است برای برابری زنان و علیه خشونت در کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی مبارزه می کند. این سازمان سراسری زنان تعریف جامعی از خشونت ارائه می دهد که متاثر از رابطه ی فقر و زنان در این منطقه است. از دید سازمان کرامت آنطور که عثمان توضیح می دهد خشونت علیه زنان تنها به خشونت خانگی مردان علیه آنان خلاصه نمی شود.

– خشونت در کشورهای ما معنایی فراتر و وسیعتر دارد. مثلن وقتی دختر به دلیل فقر خانواده از حق تحصیل محروم می شود هم باید از خشونت صحبت کرد. عدم رعایت حرمت و کرامت انسانی زنان هم خشونت است. در مصر مردم ما در وهله ی اول از منزلت انسانی شان محروم شده بودند. برای همین هم انقلاب ما برای بازپس گرفتن کرامت و منزلت انسانی خودمان شروع شد. مردم علیه مبارک بر پا خاستند چون سقف بالای سر، غذا و پوشاک می خواستند. چون آزادی می خواستند. چون رابطه ی این نیازها و کرامت انسانی را دریافتند.

هباق عثمان می گوید که انقلاب مصری ها علیه دیکتاتوری، نگاه مردم منطقه به خود را دچار انقلاب کرد. او معتقد است که مردم دیگر از دریچه ی نگاه رسانه های غربی خود را نظاره نمی کنند. آنها دیگر به خود به چشم بردگان فرمانبردار سلطه گر نگاه نمی کنند.

– مردم یک باره در پروسه ی انقلاب خود را رها شده دیدند.جرج بوش میلیارد ها دلار خرج کرد که به طرق مختلف حتی از طریق جنگ افروزی، تعبیر خودش از دمکراسی را به مردم منطقه تحمیل کند. ولی مردم این منطقه دمکراسی نوع بوش را رد کردند. امروز مردم می گویند که ما با کرامت و عزت انسانی، با حقوق انسانی زاده می شویم. چرا این حقوق از ما سلب می شود؟ آنها می گویند که دمکراسی یعنی سقف بالای سر، یعنی خوراک و پوشاک کافی داشتن.

– بعد از حادثه یازده سپتامبر و حمله ی نیویورک، رسانه های غربی به ما اعراب به شکل گروهی مهر تروریست زدند. غرب ما را موجودات خطرناک و تهدید گر معرفی کرد. حتی نوع پوشش زنان و مردان منطقه ی ما و زبان و عادات ما را منفی و منبع شر جلوه دادند.

هباق  عثمان می خندد و با خوشنودی می گوید این روزها بعد از انقلاب مصر و تونس، غربی ها حسابی گیج شده اند و نمی دانند با کلیشه های خود از مردمان مسلمان چه کنند!

– مردم مصر در انقلابشان به غرب بی اعتنایی کردند! نه پرچمشان را سوزاندند و نه شعاری علیه شان دادند! می خواستند بگویند که این انقلاب اصلن به شما ربطی ندارد! فکر کنم این داستان اساسن برای غرب یک شوک فرهنگی به وجود آورد! و من امیدوارم که مردم در کشورهای غربی حالا از خودشان بپرسند که چرا مصری ها چنین عمل کردند. آنچه در مصر گذشت مربوط به ما شهروندان مصری بود. ما برای خودمان انقلاب کردیم، نه علیه این یا آن کشور. من فکر می کنم که دولت های غربی و رسانه های بزرگ هیچگاه نتوانستند عمق عزت نفس مردمان منطقه ی ما را درک کنند. آنها نتوانستند ابعاد  مداخله و قدرت یابی مردم را درک کنند.

– ما مردم خاورمیانه توانستیم علی رغم کلیشه ها و سرکوب ها، چهره ی اصلی خودمان را از پس فریب ها نشان دهیم. ما توانستیم نشان دهیم که اگر ما را به حال خودمان رها کنند صلح طلب و مخالف خشونت هستیم.

http://www.el-karama.org

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s