زن شورشی عرب

معرفی کتاب: ژیلا افتخاری

رمان به سرقت رفته (ترجمه ی سوئدی)

نام اصلی: الزرقاء: مسرحية من فصلين

نشر: Ordfront

اثری از نوال السعداوی

نوال سرشار از امید و شور زندگی است و آنچنان از انقلاب و خیزش مردم برای کسب آزادی و حرمت انسانی می نویسد که گویی رمان را در روزهای آغازین جنبش مردم مصر نوشته در حالیکه رمان در سال 2008 میلادی به تحریر در آمده است.

از آوای زن شماره 71 تابستان 2011

 

نوال السعداوی فمینیست، نویسنده و پزشک 80 ساله، یکی از زنان پیشروی مصر است که دهها اثر ادبی و رمان را به تحریر در آورده است. او یکی از پیشگامان انقلاب مصر است که اثراتش الهام بخش زنان و مردان جوان برای دستیابی به آزادی و برابری است. در جریان قیام کنونی مردم مصر وی لقب مادر انقلاب مصر را به خود اختصاص داد. «رمان به سرقت رفته» آخرین اثر ادبی السعداوی است. در این رمان او بی پروا به نقد مناسبات اجتماعی، آنجا که به حقوق و جایگاه زن مربوط می شود می پردازد.

زینه بنت زینت، حاصل عشق است. او دختری رها ازتناقضات درونی و قید و بندهای بیرونی است. عزت نفس و اعتماد به نفس بالای وی تحسین دوستاران و بغض و حسادت رقیبان و دشمنانش را بر می انگیزد. زیبا رو، طناز، با هوش و خوش صدا است. به کسی اجازه نمی دهد به او امر و نهی کند، هیچ مردی قادر نیست او را به تسخیر خود در بیاورد، زینه آزادانه انتخاب و عمل می کند. او خویشتن خویش است. او حاصل عشقی ممنوع بود و به واسطه همین ممنوعیت توسط مادر جوانش در خیابان رها می شود. زینه در کنار بچه ­های خیابانی راه و رسم چگونه زیستن را می آموزد و با اتکا به قدرت هوش و خلاقیت خویش خواننده ای ماهر و محبوب تبدیل می شود. زینه مستقل و خود مختار، اشعار موسیقی اش را خودش می نویسد، نواختن عود را فرا می گیرد. او از بچه ­های خیابان و برای حرمت و آزادی انسان می خواند. زینه بعنوان سمبلی برای موزیک و اتوپیای آزادگی با تکراری موزون، زینت بخش و شخصیت اصلی رمان نوال السعداوی است. چنین سمبلی را مردان خودمحور جامعه اسلامی مردسالار که وجودشان مملو از عقده ­های کمبود، حقارت و خود کم بینی است بر نمی تابند. آنها خشم نهفته در وجودشان را با به قتل رساندن زینه تخلیه می کنند. هر چند برای مدت زمانی کوتاهی.

به موازات و یا در مقابل زینه، زن دیگر رمان به نام «بودور» در تناقضات درونی اش غرق است وخواهش ­ها و تمناهای زنانه اش را سرکوب می کند. زندگی زناشویی وی از عشق تهی است. او تن به ازدواج و زندگی با مردی ضعیف النفس اما ظاهرن پر قدرت و صاحب نام داده است. بودور زنی دو شخصیته است. او از طرفی زنی تحصیل کرده است که زندگی به ظاهر خوشبختی را در کنار همسر و فرزندش می گذراند. شغل باپرستیژی به عنوان استاد ادبیات دانشگاه او را به نامی شناخته شده تبدیل کرده است. اما وی به تمامی قید و بندهای جامعه پدرسالارانه تن داده است. زندگی بودور تصنعی و تحمیلی است. چارچوبش را دیگران معین کرده اند. این زن از ترسو و ضعیف بودن خودش بیزار است. شخصیت مقابل بودور، بدریه است، قهرمان اصلی رمان که افکار و راه و رسم زندگی بودور را به چالش می کشد.

 بدریه وجود حقیقی و واقعی بودور است همان بودوری  که راز بزرگی را در درون خود پنهان می کند و از درد عمیقی رنج می برد. درد زندانی، شکنجه و ناپدید شدن معشوقه ی دوران جوانیش (نسیم) و همچنین درد از خود راندن نوزادی (زینه) که حاصل عشق او و نسیم بود. بودور زینه را بلافاصله پس از تولدش در خیابانی رها می کند. او توسط مادر نسیم (که خدمتکار خانواده بودور بود) در خیابان پیدا می شود. مادر نسیم بی آنکه متوجه باشد این دختر، همان فرزند پسرش است زینه را با عشقی بی دریغ بزرگ می کند. او همان زینه است که زیباست و به موسیقیدان و آوازه خوانی ماهر تبدیل می شود. زینه از نظر مردم جامعه مصر حرامزاده ای بیش نیست. اما او علیرغم اینکه می داند خود را به اسم فامیل مادر معرفی کردن نشانه ی حرام زادگی است همواره با افتخار خودش را زینه دختر زینت معرفی می کند.

بودور برای فایق آمدن بر این درد به نوشتن روی می آورد. شبها مخفیانه به اتاقی میرود و داستان زندگی خود را در قالب یک رمان به تحریر در می آورد. او مجبور است رمان را از چشم همسرش مخفی کند. بودور پس از فراز و نشیب های فراوان و آشفته حالی ­های مستمر موفق می شود قید و بندهای آشکار و نهان، همسر و زندگی مرفه را رها کرده و به خانه امن اما محقر زینت خدمتکار برود. اما این گسستن بهای سنگینی را به او تحمیل می کند: همسر سابقش رمان وی را ربوده و به نام خود منتشر می کند.

نوال السعداوی نگاهی تیزبین و مکاشفه آمیز دارد، آزادانه و بی پروا می نویسد. با زبان طنز ابزار قدرت مردانه را به تمسخر می گیرد و ضعف نهفته در آنچه را که نشانه قدرت و برتری طلبی است به تحریر در می آورد. آلت تناسلی مرد به عنوان عامل بدبختی و سیه روزی بسیاری دختران جوان بارها مورد حمله نوال قرار می گیرد: «همان موش لخت و شل لابلای دو پا که میلیونها دختر جوان را به مرگی زودرس محکوم کرد، شادی، سرزندگی، لبخند لبانشان، امید و رویاهای کودکانه شان را ربود».

اکثر مردانی که در رمان ظاهر می شوند، بی اندازه خودخواه، زورمدار و اسیر امیال جنسی شان می باشند و برای کسب قدرت از هر وسیله ای استفاده می کنند. اغلب شان دچار اختلال شخصیت و خودشیفتگی بیمارگونه هستند. ذکریا همسر بودور زالووار خودش را به بودور می چسباند، از او بعنوان نردبان ترقی خود استفاده می کند و با او ازدواج می کند تا بتواند از اعتبار نام پدر وی استفاده کرده و به مقام و منسبی برسد. احمد پاشا پسر عموی بودور و رهبر یکی از گروه های اسلامی که خود در دوران کودکی مورد تحقیر و آزار جنسی قرار گرفته، بسیاری زنان و دختران جوان را به تسخیر خود در می آورد. تمایل به غلبه بر دیگری برای ترمیم احساس خودکم بینی، برای کسب قدرت، کنترل، اتوریته، هویت و توان مندی او را آرام نمی گذارد. او در صدد به تسخیر در آوردن زینه ی آوازه خوان و رقاص بر می آید. اما هر بار با بی اعتنایی وی روبر می شود و این بی اعتنایی پی آمد سنگینی برای زینه دارد. احمد پاشا به کمک سیستم پلیسی زورمدارجامعه زینه را به قتل می رساند غافل از آن که او به سمبلی برای آزادگی و حرمت انسان تبدیل می شود تا جایی که احمد روزنامه نگار، آزاده و جوان از زینه چنین یاد می کند: «بدن زینه ترکیبی از گوشت و خون نیست بلکه از حریری شفاف است که به روح شباهت دارد و هیچ گلوله ای در آن رسوخ نمی کند». احمد و نسیم از قهرمانان مرد رمان هستند که در صدد تغییر مناسبات نابرابرانه جامعه برآمده اند و هر دوی آنها نیز توسط پلیس امنیتی مصر دستگیر، شکنجه و اعدام می شوند.

نوال السعداوی سرشار از اشتیاق و باور به تغییر است و رهایی انسان را در غالب ایدئولوژیها و مرام های سیاسی دست یافتنی نمی بیند. وی همه ی مذاهب و ایدئولوژی های رایج از اسلام و مسیحیت و یهودیت گرفته تا مارکسیم و لیبرالیسم را به نقد می کشد و آنها را در تأمین حقوق برابر انسانها ناتوان می بنید. این را او در توصیف «سافی»، دوست و همدم بودور نشان می دهد. سافی ابتدا با مرد مسلمانی ازدواج می کند. اما پس از مدتی از چند همسری مخفیانه وی مطلع می شود. از وی جدا شده و سپس سراغ مرد مارکسیستی می رود که از قضا او هم در گوشه و کنار زنهایی صیغه ایی دارد. برای دومین بار طلاق می گیرد و این بار سافی با مردی لیبرال مسلک ازدواج می کند. پس از مدتی همسر و خانواده مخفی او را هم کشف می کند. جالب اینجاست که هر سه مرد، هرچند با ایدئولوژی های متفاوت، چند همسری خود را توجیه کرده و آن را حق مسلم خویش می دانند!

نوال السعداوی نویسنده، زنی است که فرایند تغییر را از همان زمانی که پدرسالاری خانوادگی در صدد تحمیل ازدواجی فرمایشی بر وی برآمد، آغاز می کند. هنگامی که از وی خواسته می شود از خواستگارش پذیرایی کند استکانهای پر از چای را روی پای خواستگار می ریزد، تن به ازدواج نداده و مسیر تلاش و تحصیل را برمی گزیند. از موقعیت ممتازین جامعه نیز برخوردار می شود و به عنوان معاونت وزارت در دوره ی سادات نیز منصوب می شود. اما او خوب دریافته بود که تا زمانی که زنان نقش خود را با پذیرش تمامی شرایط جامعه پدرسالارانه بازی می کنند قادر به ورود به روند تغییر نیستد. از این رو موقعیت ممتاز اجتماعی را رها می کند و به دنبال اعتراض به نابرابریها زندانی می شود. او با اعتماد به خویش راه رشد و پویایی را پی می گیرد و آن گونه زندگی می کند که می آموزد. سه بار ازدواج می کند و طلاق می گیرد و آخرین طلاقش که به گفته خودش بسیاردردناک نیز بوده است، پس از قریب 40 سال زندگی مشترک صورت می گیرد، چرا که به گفته وی «اغلب مردان نمی توانند برتری موقعیت اجتماعی همسرانشان را بپذیرند».  نوال سرشار از امید و شور زندگی است و آنچنان از انقلاب و خیزش مردم برای کسب آزادی و حرمت انسانی می نویسد که تو گویی رمان را در روزهای آغازین جنبش مردم مصر نوشته است. در حالیکه رمان در سال 2008 میلادی به تحریر در آمده است. او در مصاحبه ای با رونامه سوئدی کریستیان استاد بلادت به تاریخ 2 نوامبر 2010 می گوید «من طبیعتن آدم امیدواری هستم. همه چیز به این بستگی دارد که تو از زندگی چه می خواهی اگر می خواهی ثروتمند شوی از اینکه کتابهایت خوب به فروش نروند ناامید خواهی شد. من به چیزی بیشتراز اجازه نوشتن، خوب خوردن، شراب قرمز نوشیدن و خوب خوابیدن نیاز ندارم».

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s