آقايان، اين نبرد شما هم هست! از همين امروز!

سرمقاله شماره ی جدید آوای زن. شماره 76/77

شعله ایرانی

بدون ترديد ما در سال هاي تغيير و تکامل جهش وار جامعه بشري، در نقطه عطفي تاريخي به سر مي بريم. سال هاي شگفت برانگيز تکامل شتابان ابزار توليد و ارتباطات که تاثيرات جهش گونه ايي بر مناسبات اجتماعي و جهت گيري جامعه بشري مي گذارد. در برهه ايي از تاريخ چند هزار ساله ي بشر زيست مي کنيم که روند رشد و تغييرات حتي در طول سالهاي حيات يک نسل نيز محسوس و قابل سنجش است. از روزگاري که مادر بزرگان نسل ميان سال کنوني، بي سواد و فاقد حق راي و نظر بودند تا به امروز، سال هاي زيادي نگذشته اما تحولات و دست آوردها شتابان چهره ي جهان و زندگي مردم را دگرگون کرده است.

هيچ گاه در تاريخ جامعه ي بشري آگاهي نسبت به نابرابري جنسيتي و سازماندهي حول خواسته هاي برابري طلبانه ي زنان، چنين گسترده و اعتراضات به ابعاد و اشکال خشونت هاي جنسيتي چنين سراسري، مردمي و هدفمند نبوده است. بحث هايي که در ماه هاي اخير حول تجاوز گروهي و قتل دختري در هند و خشونت و تجاوز به فعالين سياسي در مصر اوج گرفت، به روشنگري بيشتر در مورد وجوه نهادينه و ريشه دار بودن خشونت عليه زنان و نقش نهادهاي دولتي و پليسي در پاسداري از اشکال تبيعض منجر شد. فمينيست ها و ديگر فعالين سياسي و اجتماعي، کوشش کردند که توجه معترضين را به منافع سلطه گران و مهندسين نظام اقتصادي حاکم در بازتوليد خشونت و تثبيت کهتري زن جلب کنند. فعالين در هند و مصر با استفاده از توجه و خشم عمومي و همگام شدن مردان جوان در رويارويي با خشونت عليه زنان، گفتند و نوشتند که خشونت عليه زنان در چرخه ايي سازمان يافته، هدف و نيتي جز ابدي و مقدس نشان دادن نابرابري و تثبيت نظام سلطه در جامعه ندارد. آنها مردان را خطاب قرار دادند و گفتند که بايد همگام با زنان آگاه، با درک اهميت حياتي مقابله با نظامي که خشونت عليه زنان را تشويق مي کند به پا خيزند. آنها به مردان گوشزد کردند که اين نبرد شما نيز هست!

از دهه شصت قرن گذشته به عنوان دهه ي روشنگري و تولد فمينيسم راديکال ياد مي شود. دست آورد خيزش ها و جنبش ارتقاي آگاهي در آن سال ها اگر چه در ابتدا محدود به جوامع غربي و در بهترين حالت اليت جوامع پيراموني بود اما تن به محدوديت جغرافيايي نداد و ابعاد جهاني يافت. با رشد شتابان تکنولوژي، دسترسي گسترده به وسايل ارتباط جمعي و ملموس شدن ابعاد و زواياي خشونت عليه زنان به ياري خبررساني مردمي و لحظه ايي از چهار گوشه ي گيتي، بذر آگاهي و شکوه انساني شورش که از آن سال هاي دهه شصت رويش آغاز کرد، هر روز بيشتر به اعماق رفته و به بار مي نشيند. واقعيت اين است که تاريخ جنبش زنان که يکي از جوانترين جنبش هاي مدني تاريخ جهان است، بر سرنوشت زنان و بهبود زندگي و حقوق آنها تاثيرات ملموسي گذاشته است. همسو با اين تاثيرگذاري، اين جنبش توانسته دست آوردهاي مهم نظري و عملي براي رشد جنبش هاي اجتماعي نوين آزادي خواه به ارمغان بياورد. جنبش هاي نوين هم پوشاني خواسته هايشان را اکنون بيش از پيش درک مي کنند. امروز ما شاهد پيوند عملي و نظري هر چه بيشتر جنبش هاي آزادي خواهي با جنبش زنان هستيم.

يکي از مهمترين نتايج رشد جنبش زنان و تکامل و ترويج گفتمان و متد هاي فمينيستي، رشد آگاهي مردم نسبت به اشکال آشکار و پنهان بروز ستم هاي گوناگون و هم پيوندي مکانيسم حيات، رشد و بازتوليد آنها است. هر ستم، کلام و رفتار زن ستيزي که عادي، بي اهميت و از چشم همگان پنهان بود اکنون در عرصه ي زندگي اجتماعي و مباحث رسانه ايي در مقابل چشمان ناديده انگار جامعه ي مسخ شده، عريان مي شود. انگشت گذاشتن و برجسته کردن زخم هاي مهلکي که جان و تن زن را در زندگي روزمره تنها به جرم زن و نقشي که به او تحميل شده، فرسوده و ويران مي کند، فعالين جنبش هاي ديگر اجتماعي را متوجه عمق سرکوب و نابرابري زنان و ريشه هاي سرکوب کرده است. از ديگر سوي، حضور فعال و تعيين کننده زنان در حرکت هاي اجتماعي و انقلاب ها، جنبش هاي اجتماعي و سياسي را هر چه بيشتر متوجه پتانسيل عظيم کنشگري زنان براي پيشبرد تغييرات بنيادين در جامعه کرده است. رويدادي که در روند تکوينش به انتگره شدن خواسته هاي طبقاتي، قومي و ملي و جنسيتي منتهي خواهد شد.

فعالين جنبش زنان با تکرار، توضيح و نمايش ابعاد حيرت آور خشونت عليه زنان در سراسر جهان، به مردان يادآوري مي کنند که در موازات مبارزه با سيستم اقتصادي و سياسي که خشونت و نابرابري را تغذيه مي کند، بايد خود نيز به عنوان عنصر آگاه و کنشگري با اراده، از منافع جنسيتي حاصل از اين سيستم، فاصله بگيرند و آشکارا و با نمايشي علني الزامات آنرا زير پا بگذارند. مردان بايد با صداي رسا و با تشکيل سازمانهاي ضد خشونت موازي سازمان هاي زنان، نظامي که خشونت عليه زن را از حقوق و وظايف مردان تلقي مي کند طرد کنند. اگر نقطه ي عزيمت و مبارزه با اشکال خشونت عليه زن از خانه آغاز مي شود، نقطه ي شتاب و نشان دادن جسارت اجتماعي رد آن در خيابان و محل کار خود را به نمايش مي گذارد. آنجا که مردان با آزارها و مزاحمت هاي خياباني و خشونت هاي رايج کلامي و فيزيکي در اماکن عمومي مقابله ي علني مي کنند، اولين قدم هاي همبستگي عيني و ثمر بخش خود را با جنبش برابري طلبي زنان و امن سازي محيط براي شکوفايي و فعاليت در عرصه هاي گوناگون زندگي و مبارزه ي اجتماعي و سياسي زنان، اين کنشگران جنبش هاي نوين اجتماعي، بر مي دارند.

پارسا و روسپي، دو سويه ي يک نقش هستند! سکسيسم بر مبناي تقسيم جنسيتي جامعه با نقش هاي ازلي، ابدي و از پيش تعيين و تعريف شده، شکل مي گيرد. يکي از مباني اوليه ي سکسيسم و تضمين برتري جنس مرد، درک و پذيرش ضرورت تملک بدن زن «پارسا» و به حراج گذاشتن بدن زن «روسپي» است. در اين تقسيم بندي که تدوين و نقش پردازي تنديس هاي آن به فرهنگ، آداب و رسوم و مذاهب واگذار مي شود، زن پارسا معمولن زني است در تملک، نجيب و فداکار. مادر و خواهر و همسر است. آن ديگر زنان همگي در زمره ي فواحشي که بدن آنها ملک همگاني و طعمه ي تجاوز و تعدي است قرار مي گيرند. يکي از منابع تغذيه و ماندگاري اين تقسيم بندي ديرينه ي زنان به «حلال و حرام»، در جوامع امروزين فرهنگ رايج و البته مدرن از جمله فيلم، موزيک و رسانه هاي بزرگ وعمدتن دولتي با نحوه تنظيم اخبار و وقايع هستند. اين منابع به شکل روزمره در تربيت و شکل يابي فرهنگ و اخلاق جامعه نقش تعيين کننده دارند، به مردان و زنان مي آموزند که هر کدام جايگاه، ارزش و آموزه هاي رفتاري دارند که سرباز زدن از آنها نه تنها غيرطبيعي و بر خلاف تعاليم الهي، ملي و سنتي است بلکه مستوجب مجازات عمومي، از ترد شدن تا سنگسار است. چنين نظامي نه تنها انسان ها را در نقش هايي مصنوعي، ناعادلانه، خشن و ويرانگر محدود مي کند، بلکه نيمي از جامعه يعني زنان را وادار مي کند تا براي حق بهره بري از امکانات زندگي اجتماعي، براي تامين معاش و تحصيل، به شکل مداوم در معرض آسيب هاي رواني و جسمي قرار بگيرند. در بسياري جوامع که آزارها و آسيب هاي جنسي رواج زيادي دارند و ابعاد آنها خشونت آميزتر است، زنان بي شک حتي از ترک خانه براي حضور در اجتماع خودداري مي کنند. يا هنگام خارج شدن از خانه خود را آنقدر مي پوشانند تا در هيبت زن پارسا از خطرها در امان بمانند. محدوديت هايي که در اثر ناامني و عدم سلامت خيابان و محل کار و وسايل نقليه زنان را در معرض آزار دائمي تا حد از دست دادن جان و به قتل رسيدن قرار مي دهد، در عمل به منظور محدود کردن حضور اجتماعي زنان و ممانعت از ايفاي نقش کنشگري اجتماعي و سياسي است. مسئله ايي که به رکود و سکون جنبش هاي اعتراضي در بسياري جوامع مي انجامد.

اين چرخه لعنتي را متوقف کنيم! به گواه آمار و پژوهش ها، اکثريت زنان جهان به شکل دائمي و روزمره، علاوه بر خشونت هاي خانه گي، در معرض انواع آزار، مزاحمت کلامي و دست درازي، خشونت هاي ساديستي و تجاوز جنسي در اماکن عمومي قرار دارند. ابعاد اين خشونت ها و آزارها ارتباطي به نوع پوشش، زيبايي و سن و سال، محل و وقت رفت و آمد و نوع رفتار زنان ندارد. مرداني در سراسر جهان عاملين اين خشونت ها و جرائم هستند. در کشور خودمان و در کوچه و خيابان هر روز از کنار اين بيشمار مردان عبور مي کنيد، با بسياري از آنها هم کلام مي شويد و رابطه ي شغلي و خانواده گي داريد. مرداني براي محافظت و حفظ زنان «پارسايشان» آنها را در خانه ها نگه مي دارند و يا با کنترل دائمي پوشش و رفتارشان آنها را مجرم و منبع شر و دليل دست دراز کردن و متلک گفتن ها و تجاوزات قلمداد مي کنند. و به اين ترتيب زندگي هزاران زن به جاي شکوفايي و رشد، در پشت ديوارها دفن مي شود.

اما مرداني هستند که نه خشونت عليه زنان را مي پسندند و نه عامل مستقيم سرکوب و کنترل زنان مي شوند. حتي در خانواده حامي زنان هستند. مشارکت فردي داوطلبانه و عملي در بازتوليد نظام زن کش و زن آزار ندارند. بسياري ناگزيرند در چارچوب زندگي روزمره ي اجتماعي، از الزامات نظام برتري مرد بر زن تبعيت کنند و در نتيجه از مواهب آن نيز خواسته يا ناخواسته برخوردار شوند. هنگامي که شاهد خشونت و آزاري هستند با تاسف به تماشا مي ايستند و يا شرم زده چشم فرو مي بندند و دخالتي نمي کنند. اساسن معتقد به دخالت در امور زندگي ديگران نيستند. قدمي عملي براي متوقف کردن چرخه ي خشونت بر نمي دارند، هر چند که از آن دل آشوب مي شوند. نقش مردانه ايي را که به آنها اعطا شده يا مي پذيرند و يا از رد کردن علني و در نتيجه ترد شدن از دايره ي مردانه گي و مجازات هاي در پي، هراس دارند.

شماياني که از زمره ي اين مردان هستيد، مبارزه عليه خشونت و زن آزاري مسئوليت شما هم هست. اين نبرد شما نيز هست! در کشوري که حاکميت و قانون، عرف و سنت از گشايش فضاي آزاد، سالم و فارغ از آزار و خشونت براي تامين و گسترش حضور اجتماعي زنان حمايت نمي کند، شما مداخله گري کنيد و به آزار دهندگان، مزاحمان و متجاوزان خياباني نشان دهيد که شما با آنها نيستيد. ببينيد، بشنويد، بايستيد و نه بگوييد! گسترش و تامين فضاي حضور اجتماعي سالم و آزادانه زنان يکي از پيش شرط هاي رشد و رهايي جامعه از عقب مانده گي و فرهنگ زن آزاري است.

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s